عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

45

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

كشوادگان [ 1 ] و همه چشم [ 2 ] كيكاوس نابينا شدند . و دختر سمرسوداوه [ 3 ] چون كيكاوس را بديد ، خويشتن به روى عرضه [ 10 ] كرد ، كه اگر مرا بپذيرى ، من ترا ازين محنت خلاص آرم كيكاوس او را بپذيرفت و عهد كرد : كه چون برود او را با خويشتن ببرد . پس خبر ايشان به رستم بن دستان رسيد . و رستم با دوازده هزار مرد مسلح تمام بر اشتران نجيب [ 4 ] نشستند ، و از سيستان برفتند و بيابان بگذاشتند ، و از ره دريا بمازندران [ 5 ] آمدند كه او را يمن گويند ، و قصد آن حصار كردند ، و نگاهبانان حصار جاودان بودند ، و جادوى كردند ، و ابرى بر آمد و اين محبوسان چنان نابينا شدند ، كه شب از روز

--> [ ( 1 - ) ] هر دو نسخه : گورز كشوادگان ؟ كه صحيح آن گودرز كشوادگان است : و گودرز و گيو و و بيژن از پادشاهان اشكانى بوده‌اند كه بتدريج در روايات ملى راه يافته و در شمار پهلوانان آمده‌اند ( حماسه سرائى 536 ) نسبت اين خاندان به كشواد زرين كلاه پهلوان عهد فريدون بود ، فردوسى راست : به طوس و به گودرز و كشوادگان * به گيو و به گرگين و آزادگان ( 1 ر 292 ) [ ( 2 - ) ] ب : چشم . فردوسى گفت : چو تاريك شد چشم كاوس شاه * بد آمد ز كردار او بر سپاه ( 1 ر 262 ) [ ( 3 - ) ] اين نام در كتب عربى سعدى است ، كه آن را سودا به - سوذا - به - سوداوه هم نوشته‌اند ( رك : غرر 158 - طبرى و مجمل 46 ) فردوسى هم اين نام را سودا به نويسد و گويد : به سودا به فرمود كاندر نشين * نهان رو چو خورشيد زير زمين ( 1 ر 319 ) در بندهشن ( 8 ر 9 ) نام اين زن سوتاپيه HIPATUS و سوتاپك KAPATUS است . [ ( 4 - ) ] كذا در هر دو نسخه ، شايد اشتران بختى باشد كه در ادب درى سابقهء طولانى دارد . [ ( 5 - ) ] كذا در هر دو نسخه ، ولى بلا شك تصحيف كاتب است ، و در اصل‌ها ماوران بود ، كه مفرس همان حمير باشد ، فردوسى و ديگران درين قول متفقند و فردوسى گفت : به پيش اندرون شهرها ماوران بهر كشورى در سپاهى گران ( 1 ر 303 ) حمد اللّه مستوفى مىنويسد : گاوس به هاماوران رفت به جنك ذى الاذعار بن ابرهه . . . و گرفتار شد ، رستم لشكر كشيد و به يمن رفت و كاوس را به قهر از ايشان باز كرد . ( تاريخ گزيده ص 92 )